bookmark

معنای تب يازه

تبيازه

بر وزن خميازه تب و لرزى را گويند كه به سبب بر آمدگى و بزرگ شدن سپرز به هم رسيده باشد و به اين معنى به جاى زاى نقطه‌دار ذال نقطه‌دار هم به نظر آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص231)
sourceLink

يعنى تب لرزه،چه يازه بمعنى حركت است،و در فرهنگ تب‌باده بدال آورده،غضايرى گويد: بيت چنان دشمن از بيم تيغ تو لرزد كه گويى گرفتست تب باده او را ليكن درين بيت تب يازه نيز توان خواند.
(
فرهنگ رشیدی
, ص404)
sourceLink

تب‌لرزه.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3200)
sourceLink

[اسم‏] تب نوبه‌اى كه از بزرگ شدن سپرز عارض شود.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص798)
sourceLink

(اسم مرکب) تب نوبهاى كه از بزرگ شدن سپرز عارض شود. تب صفراوى.
(
لغت نامه دهخدا
, ص694)
sourceLink

تب لرزه.ابو العباس گويد : بيمارم از نهيب شفت فريخه#درد كمر بگرفت تبيازه(!!)
(
فرهنگ قواس
, ص165)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.